احمد غزالى

مقدمه 9

مكاتبات خواجه احمد غزالى با عين القضات همدانى ( فارسى )

الف در « السلام علينا » در سلام نماز و درباره اسرار ديگرى كه در اين سلام نهفته است و همچنين سرّ صلوات فرستادن بر ملائكه و انبياء و اولياء ، و سؤالات ديگرى از اين قبيل كه همه نمايانگر جنبهء رمزآميز بودن مكتب غزالى و اهميت اسرار و معانى نزد ايشان مىباشد . همان‌طور كه نامهء عين القضاة نشان‌دهندهء نظر او درباره غزالى مىباشد ، نامه‌هاى غزالى نيز نظر او را درباره قاضى نشان مىدهد . احمد غزالى در نامه‌هاى خود عين القضاة را فرزند خود و قرة العين خود خطاب مىكند و اين خود حكايت از محبوبيت قاضى نزد خواجه مىكند . علاوه بر اين ، از خلال پاسخ غزالى به سؤالات مريدش مىتوان فهميد كه او به عنوان يك شيخ و مرشد چگونه وظيفه خود را در رفع مشكلات و حل معماهاى مريد و شاگرد خود ايفا مىكرده است . پاسخ دادن به سؤالات مريدى كه خود از اساطين حكمت و عرفان است جز از عهده يك صوفى روشن ضمير و مرشد راه رفته و عارف كامل ساخته نيست ، « كه رستم را هم رخش رستم كشد . » از آنجا كه در نامه‌هاى احمد غزالى ، بجز يكى از آنها ، ما با پاسخهائى روبرو هستيم كه سؤالهايشان مفقود است ، گاهى اوقات مطالب نامه‌ها كاملا مفهوم نيست . و باز آنچه به معضل بودن بعضى از عبارات اين مكتوبات مىافزايد مسئله موجز بودن عبارات غزالى است . بطور كلى روش احمد غزالى در نوشتن آثارش ، بخصوص در « سوانح » ، اين است كه مطالبى را كه مىخواهد بگويد در كمال ايجاز بيان مىكند . اين روش خود مبتنى بر يك اصل است ، و آن استفاده از اشارت براى شنونده‌ايست كه اهل ذوق است . عبارات از نظر غزالى صورت ظاهر اشارات اهل ذوق است و اشارت در بطن